خیر و شر؛ شادی و غم خلاصه دارم روضه میخونم که بگم اره امروز جفتش بود!! باشد بابا فلسفی!!!خوب اول غم را بگم خیالم راحت شهیه دوستی ۱ ماهه را امروز تموم کردم. اقا یک ماه کمه. ولی خوب حسم باهاش اوکی بود و باهاش بهم خوش میگذشت و دیدم نچ دارم وابسته میشم شدید و دوستش دارم شدید و نمیشه صرفا بابت اوکی این دوست معمولیمه ادامه بدم. والسلام. اعصابم ندارم. بعله دلمم براش تنگ میشه و دوستش داشتم ولی ادامه دادنش اسیب بیشتر به خودم بود. گرچه راه براش بازه که اگر خواست به صورت جدی تری ادامه بده؛ ولی خوب نمیخواد.----- زر زدم. ابراهیم پسر خوبیه و دلیلی نداره چنین دوست خوبی را از دست بدم. اسکل هم خودتونین
برچسب:
نویسنده: مهسا کاشانی
تاريخ: چهارشنبه
7 دی
1401 ساعت: 12:15